قطره

الحمدلله علی کل حال...

فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ...

سلام

اخرین پست این وبلاگ مربوط به چند روز قبل از شهادت حاج قاسم است. در این چهل پنجاه روز خیلی اتفاقات افتاد...خیلی دلم میخواست بیایم اینجا حرفی بزنم اما دریغ و افسوس که انچه در دل و ذهنم میگذشت اصلا در قالب کلمات قابل بیان نبود...

پنجاه روز از شهادت سردار دلها میگذرد ولی همچنان این داغ، تازه است و خیلی خیلی فقدان حاج قاسم به چشم میآید... خصوصا در این یکی دو هفته انتخابات. که بعضی ها به خاطر رسیدن به مجلس ...

 

در باب این لیستی رای دادن ها و لیست «هوالمطلوب» خیلی حرف هست و شاید شما هم شنیده باشید...شاید قبل انتخابات اگر می امدم اینجا خیلی مفصل تر در موردش حرف میزدم اما حالا نه

 

در تهران و مشهد و اکثر حوزه های انتخابیه همان لیستی رای اورد که آقایان مدام تاکید میکردند. اما آن چیزی که باعث حسرت میشود این است که کاندیداهای مستقل و انقلابی و عدالتخواه با وجود همه هجمه هایی که علیه شان وجود داشت، با اینکه برای تبلیغات هزینه های میلیونی و میلیاردی نکردند و... با فاصله نزدیک بعد از لیست ائتلاف و با فاصله زیاد قبل از نامزدهای اصلاح طلب قرار گرفتند؛ و این یعنی اگر حضراتی که تریبون دارند و مردم آنها را داعیه داران انقلاب می دانند به جای راضی شدن به حداقلها و به قول خودشان صالح ها به خاطر ترس از جناح مقابل برای معرفی اصلح ها تلاش میکردند، الان این جوانان انقلابی بودند که راهی مجلس شده بودند.

واقعا نمیدانم این اقایان در قیامت چه جوابی دارند در پیشگاه الهی بدهند؟ مگر تصمیم گیری برای چهار سال یک کشور شوخی است؟ مگر این حضرات نمی دیدند و نمیدانستند که کارد به استخوان این ملت رسیده و خسته است از این بازی های سیاسی؟ پس چرا باز به جای کارآمدی و تخصص و شجاعت و جسارت و انقلابی بودن، قبیله گرایی سیاسی بود که سرلوحه کاری شان قرار گرفت؟

 

از این دردنوشتها که بگذریم

تنها چیزی که با مشخص شدن نتایج انتخابات مدام در ذهنم تکرار میشود این است که تکلیف رای آن افرادی که با هزار امید و آرزو به جوانان عدالتخواه رای دادند چه میشود؟ آنهایی که خیلی هایشان اصلا نمی خواستند در انتخابات شرکت کنند و فقط به خاطر حضور یک جریان سوم در انتخابات حاضر به رای دادن شدند؟

اشتباه نشود!

منظور اعتراض خیابانی و...نیست؛ منظور این است که ای کاش انقدر مسئولین و چهره های سیاسی به فکر حل مسائل - فارغ از جناح و قبیله سیاسی شان - می بودند که حاضر میشدند لااقل طرح ها و حرفها و برنامه های نامزدهای دیگر را بشنوند و پیگیری کنند. اگر اینطور میشد مردمی که به کاندیداهای مستقل و متخصص رای داده اند هم دچار ناامیدی و احساس جدایی از مسئولین نمی شدند.

 

اما دریغ و افسوس...که اگر این ایده واقعا عملی می بود و حزب و جناح و...برای اقایان مطرح نبود، همین کاندیداهای متخصصص و مستقل مورد حمایت قرار میگرفتند نه فلانی هایی که خیلی هایشان کارنامه شان مشخص بوده و هست...

 

+چند روز قبل که داشت مغزم از شدت هجمه ها و تهمتها نسبت به کاندیداهای عدالتخواه سوت میکشید به یکی از انها پیام داده بودم که واقعا شما چه چاره ای اندیشیده اید برای مقابله با این حجم تخریب و تهمت و...؟

جوابی دادند از سر درد و تعهد:

«زور ما به این شبکه سازی گسترده و پیچیده اقایان نمی رسد

اگر راه ما حق است خدا از ما دفاع خواهد کرد!»

 

بله...در بلندمدت خیلی چیزها اثر خود را نشان میدهد اما اولینش همین بود که چند جوان یه لا قبا بی هیچ حمایتی از طرف صاحبان زر و زور در رده 31 - 35 تهران و در مشهد هم جزء 10 نفر اول قرار گرفتند...

 

+ با بعضی که صحبت میکردم می گفتند خب این جوانان متخصص و انقلابی هم می رفتند در لیست همان هوالمطلوب ها که رای بیاورند بعدش کار خودشان را میکردند. یادم امد از یک صحبت از حضرت اقا در مورد حضرت امیر، که در شورای شش نفره وقتی به حضرت گفتند به کتاب خدا، سنت پیامبر و سیره شیخین عمل کن تا شما را انتخاب کنیم، حضرت «می توانست با کوچکترین اغماضی از آنچه که صحیح و حق می دانست، می توانست حکومت را به دست بگیرد...امیرالمومنین به این فکر یک لحظه هم نیفتاد و حکومت را از دست داد. اینجا هم ایثار کرد. اینجا هم خود و منیت را مطلقا مطرح نکرد و زیر پا له کرد. (68/2/8)» 

عقب نشینی از خطوط قرمز و معیارها به بهانه رسیدن به نتیجه، عقب نشینی از حق است و طبیعتا اگر این افراد چنین کاری می کردند دیگر نمی توانستند داعیه دار حق و عدالت باشند.

 

+ حالا اگر چه عدالتخواهان به مجلس راه پیدا نکرده اند اما با بدنه اجتماعی و سیاسی که در این مدت کم پیدا کردند و همین معرفی ای که در موردشان بین مردم و شخصیتهای اثزگذار انجام گرفت، می توانند باقدرت تر از قبل در صف اول مطالبات مردم و پیگیری مسائل و مشکلات باشند. 

 

+ دوستان ای کاش هر جا که هستیم با خودمان عهد ببندیم در این چهار سال پیش رو نماینده های شهرمان را به حال خود رها نکنیم، پیگیر عملکردشان باشیم و آنها را وادار به پاسخگویی کنیم...

 

+ فرصت کردید این یادداشت حجت الاسلام نامخواه را هم بخوانید.

http://tabagheh3.ir/1398/12/03/%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA

  • نظرات [ ۲ ]

الان وقت استراحته؟!

کلا هیچ وقت نمیشه با خیال راحت زندگی کرد

نمیشه هیچ وقت فکر کرد همه چی تموم شده و وقت استراحته!

نمیشه فکر کرد ما ب ی جایی رسیدیم تو فلان مسیر، حالا بریم ب کارامون تو فلان مسیرای دیگه برسیم

باید با چشم باز حرکت کرد!!!

« مَن نامَ لمَ ینم عنه...»

مبارزه هیچ وقت تموم نمیشه

تا لحظه اخر اخر اخر


فقط ادم باید خودشو بسپره ب خدا

چی بگم...!!

اول و اخرش باید مواظب خودش باشه

از خدا بخواد ک مواظبش باشه

ک ی وقت گم نشه

ک ی وقت آدم اشتباهی نشه!!

چون اول و اخرش بصیرت آدما

و ب دست آوردن قدرت تصمیم گیری و شناخت درست تو لحظه های حساس 

چیزی نیس ک ب این آسونی ها ب دست بیاد...


پی نوشت یک: این روند تو جریان مبارزه همیشگی ادم با ی موجود، نیرو یا...چه میدونم؟ همون موجود به شدت بی اعصاب و خطرناک تو وجودمون، صادقه...

لحظه ای ک ادم فکر کنه از این کشاکش مبارزه با این موجود درونی فارغ شده، دقیقا نقطه شکسته...


پی نوشت دوی طولانی ;-) : 

این مساله تو زندگی سیاسی و اجتماعی ما هم صادقه

لحظه ای ک فکر کنیم ی عده پیدا شدن ک مسیول بشن و جامعه رو پیش میبرن و ما هم می تونیم بریم ب زندگی مون برسیم و بقیه مسایل هیچ!!! دقیقا اینجا هم نقطه شکست ماست یا حداقل شروع یک شکست...

ی جمله ای رو میخوندم از قول مهندس بازرگان، ک اوایل انقلاب میگفته:« مردم، انقلاب شد!! ب خانه هایتان بروید!» 

این حرف ینی همین!

البته منظورم اینه ک حرفم دقیقا خلاف حرف ایشونه :| 

اگه فکر کردیم بعد ایجاد یک حکومت اسلامی و ایجاد ساختارهاش همه چی گل و بلبل میشه و ما هم میتونیم بریم ب زندگی مون برسیم، خیلی اشتباهه

چون اگه اینطوری بود پس چرا اصل امر ب معروف و نهی از منکرو خدا جزء فروع دین قرار داده؟؟ 

عایا این ب این معنی نیست که «مردم، هر لحظه خطر انحراف هست!! حواستون به همدیگه باشه!»؟؟

همه اینا رو گفتم ک بگم اقایان نماینده مجلس(با اکثریت ظاهرا اصولگرا و با چهره های فول انقلابی :|| )  در حال تصویب طرح اصلاح قانون انتخابات هستن...البته اصلاح نه به اون معنایی که فکر میکنین، مثلا طرح «استانی کردن انتخابات مجلس» ب جای روند گذشته ک شهرستانی بوده و امکان شناخت کاندیداها و ارتباطشون با مردم بیشتر! 

و ب ی معنای دیگه از طریق این طرح، میخوان مردم رو وادار ب رای دادن ب لیست ها و جناح های خاص و ب قول خودشون تقویت تحزب بکنن!!! و ب معنای دقیق ترش یعنی همون حرف جناب بازرگان: «آهاااای مردم، اصلا به شما چه ک کی میخواد نماینده بشه کی نشه؟ مگه اصلا شما میفهمید این چیزا رو؟؟ شماها از سیاست و حزب و منافع و مصلحت ها چی می فهمید؟؟ هاااان؟؟! امام هم اگه گفت جمهوری اسلامی برا این بود ک دهن غربی ها رو ببنده و گرنه کدوم جمهور؟ کدوم مردم؟!»


ی طرح دیگه شون هم اینه: عدم اعتقاد ب اسلام و عدم التزام ب ولایت فقیه، فقط وقتی برا کاندیداها اثبات میشه ک ب زبون بیارن :-\ 

اونم تو زمونه ای ک خیلی ها ب زندگی منافقانه عادت کردن و کلا با استحاله موافق ترن تا تقابل مستقیم!! 


خلاصه که دوستان عزیز

انقلابی، غیر انقلابی، حزب اللهی و غیر حزب اللهی..غفلت کنیم یهو ب خودمون میایم می بینیم هیچی نمونده از ارزش های ملی و اسلامی مون!! از چیزایی ک ب خاطرش خون دادیم!! 


درسته ک شورای نگهبان هست

اما ما هم باید نشون بدیم ک هستیم...که «سرنوشت هر قومی ب دست خودشه فقط» و «عدالت، که ترجمه عملی توحیده فقط ب دست مردم عملی میشه»! 


پی نوشت سه: مستند خارج از دید ۱ شبا ساعت ۲۰:۱۵ از شبکه افق و مستند خارج از دید ۲ شبا ساعت ۲۲:۱۵ از شبکه سه پخش میشه. دیدنش ب اندازه ساعت ها مطالعه می ارزه. و البته پرده از چیزهایی برمیداره ک اصلا تو کتاب ها بهشون اشاره ای نمیشه! و ی جورایی داره نقشه ی عده ای رو، رو می کنه! از دیدنش پشیمون نمی شید! :)

  • نظرات [ ۰ ]
«دریا! مزن به سینه ما
دست رد
که ما
گر قطره‌ایم
از آب وضوئی چکیده‌ایم...»
محمد مهدی سیار

این وبلاگ،
همان «پری برای پرواز» سابق است! :)
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan