۰۸:۰۴۲۵
دی
روز مادر امسال با روز مادر پارسال فرق داشت... اولین روز مادر بدون حضور او گذشته بود... هرچند که هنوز هم انگار این داغ تازه است هنوز هم فکر کردن ب عمق ماجرا، از درون انسان را فرومی پاشاند
امسال چون ساکن شهر دیگر شده ام حتی نمیتوانستم سر مزار مامان بروم...
توی دلم گفتم مامان درسته ک وظیفه منه ک باید بیام پیشت، ولی من ک نمیتونم، پس لااقل شما بیا...
فردایش دیدم زندایی بهم پیام دادند ک خواب دیدند همه خانواده آمده اند شهر ما و خانه ما و مامان دارد چای میریزد و پذیرایی میکند....
نمیدانم، با خودم فکر میکنم یا همه مؤمنینی ک از دنیا میروند در واقع شهیدند و یا نه تنها شهدا بلکه همه درگذشتگان، "احیاء" هستند.
پ. ن: از این ب بعد هر وقت کسی ازم پرسید مامانت نیومده خونت؟ میگم چرا اومدن :)
