قطره

الحمدلله علی کل حال...

الحمدلله علی کل حال...

قطره

«دریا! مزن به سینه ما
دست رد
که ما
گر قطره‌ایم
از آب وضوئی چکیده‌ایم...»
محمد مهدی سیار

این وبلاگ،
همان «پری برای پرواز» سابق است! :)

بایگانی
آخرین نظرات

خاب الوافدون علی غیرک ....

دوشنبه, ۲۳ دی ۱۴۰۴، ۰۶:۵۷ ق.ظ

سال ۹۲ وقتی حسن روحانی با شعار« باید با کدخدا توافق کنیم تا مشکلات مون حل بشه» رای آورد ، هیچ کس فکرشو نمی‌کرد که دوازده سال بعدش این وضع مملکتمون باشه... همه فکر میکردن دلار سه هزار تومنی احمدی نژاد با روحانی میشه هزار تومان ! 

خاب الوافدون علی غیرک و خسر المتعرضون الا لک.... ما اون موقع اگر قدری بیشتر مقاومت میکردیم ساختار تحریم ها فرو میپاشید... اما سازش رو و پذیرش کدخدا بودن آمریکا رو راه حل مشکلات مملکت دونستیم... 

قرآن شدید اللحن ترین آیه هاش رو در مورد کسانی میگه که کافران رو به جای مومنان به عنوان ولیّ انتخاب میکنن... «لا یتخذ المومنون الکافرین اولیاء من دون المومنین، و من یفعل ذلک فلیس من الله فی شئ الا ان تتقوا منهم تقاه و یحذرکم الله نفسه و الی الله المصیر. قل ان تخفوا ما فی صدورکم او تبدوه یعلمه الله، و یعلم ما فی السموات و الارض...» سوره آل عمران . و آیات مشابه بسیار دیگه... 

کاش میشد ی جوری این مفهوم رو به مردم بگیم که این همه سختی و گرانی هزینه اعتماد ب کدخدا به جای خدا بود! هزینه انتخاب راه سازش به جای مقاومت .... 

۰۴/۱۰/۲۳
سین میم

نظرات  (۴)

مگه اینکه یه دنیای موازی می‌بود از مسیری که اینکارو نکرده بودیم تا ببینیم نتیجه‌ش چی میشد و به بقیه هم نشون میدادیم. یا هم همین مسیرو تا ته بریم و بدترین حالش رو ببینیم تا تصور رویایی از کدخدا فروبریزه و بفهمیم. راه دیگه‌ای به ذهنم نمی‌رسه.

پاسخ:
بدیش اینه ک فراموش میکنیم که اینا نتیجه انتخاب خودمون بوده 
مثه بچه ای که پاشو می‌کنه تو ی کفش ک من فلان وسیله رو می‌خوام الا و لابد 
هر چی پدر مادرش میگن این جنسش خوب نیست ب درد نمیخوره میگه نه همین قشنگه همینو می‌خوام 
آخرش وقتی بعد ی مدت کوتاهی استفاده خراب میشه می‌ره ب مامانش میگه تو برام خریدی تقصیر توسعه. حالا هم باید بری یکی دیگه بخری ! 

احتمال اینکه توی کله‌ی تو کاه باشه بیش‌تر از اینه که عقل باشه، یه سی‌تی‌اسکن برو

پاسخ:
تا حالا تو مسیری که میریم فحش نخورده بودیم که الحمدلله شما ما رو مفتخر کردید ، ممنون :)) 

به نظر من موضوع یه مقداری پیچیده تره...

یکی محبت هایی هست که در طول سالیان، رسانه ها از تمدن غرب و امریکا، در دل مردم ایجاد کردن...

یکی هم مردمی نکردن خیلی از امورات اجتماعی و اقتصادی که در نهایت ربط داده میشن به دین و دینداران...

 

اینها مسیرهای اشتباهی بوده که طی شده و هنوز هم در حال طی شدنه...

در کنار این دو مسیر اشتباه، باید بدونیم اگر این دو مسیر اشتباه هم نمیبود، امروز همچین گل و بلبل و بدون امتحان نبودیم....

چون اساسا جامعه ی اسلامی به عنوان امت جناب رسول الله، پالایش میشه تا به یک درک عمومی شایسته ای برسه برای ظهور حضرت حجت....

و در این پالایش، ریزش ها خواهد بود...

صف ها جدا میشه....

یک مثالش جنگ صفین بود که به جنگ نهروان ختم شد و شکستی که خوارج از جنگ نهروان خوردن، کینه ای رو در دل به عده کاشت که نسل به نسل تا همین امروز امتداد پیدا کرد...

من نباید فکر کنیم این قضیه به طاغوت به این سلام و صلوات ها، جمع خواهد شد...

قضیه قدری ریشه دارتر این حرفاست...


شاید در جریان رسانه ای که غرب رو محبوب قلب‌هایی کرد، سلبریتی ها و جناح های سیاسی مقصر بودن...

اما در جریان مردمی نشدن خیلی از ساختارها، علاوه بر مسئولین، مومنین هم مقصرن...

 

پاسخ:
بله درسته 
من اون جهت گیری کلی رو منظورم بود 
خودتحقیری و پذیرش ریاست غرب بر خودمون 

در مورد مردمی سازی ، بله قطعا کم کاری بوده ولی اینکه دقیقا چه نقشی می‌تونستن مردم داشته باشن بدون همراهی مسئولین...، راستش من متوجهش نمیشم 
بیشتر ساختارها رو باید مسئولین فراهم میکردن که نکردن
همون حرف بازرگان: مردم انقلاب تمام شد! به خانه هایتان بروید !

نمیدونم اینو از کی شنیدم ولی جمله ی درستی بود به نظرم:

میگفت باید برید پست های مهم رو بگیرید والا اونا پست های مهم رو به شما نمیدن...

 

توی بحث مردمی شدن هم حق با شماست، مسئولین غالبا نمیکنن این کار رو...

نه صرفا به خاطر منافع...

همه که دنبال منافع این مدلی نیستن....

اساسا مردمی سازی یک انقلابه...

مسئولی که درگیر ۱۰۰ تا کار روزمره اش هست، مجال و حوصله ی انقلاب نداره...

 

و اساسا هم انقلاب با هماهنگی ادارات و تعاریف مسئولین شکل نمیگیره...

شروعش به نظرم دو چیز لازم داره توسط هر کسی که در هر گوشه ای میخواد این کار رو بکنه:

اول اینکه حقیقتا منافع و مصالح مردمی سازی رو درک کرده باشه و حقیقتا دلش بخواد... اونقدر که بیفته به توکل و تضرع و توسل...

دوم قدم اول رو برداره... مثلا مسجد محله اش رو جدی بگیره... به نیت پیدا کردن نفراتی که تو اون مسجد بتونم باهاش همراه بشن، بره مسجد...

این قدم پیچیده ای نیست...

مشکل ما اینه که خیلی سازمانی فکر میکنیم...

در حالی که کار باید خیلی ساده تر از این حرفا شروع بشه...

پاسخ:
کلا ما ب اون فضایی که دهه شصت بین مردم وجود داشت نیاز داریم برای مردمی شدن کارها
مشکل اینه ک سبک زندگی ها و طرز تفکر تغییر کرده...
میگن خوبی ها از مردم میرسه ب حاکمیت و بدی ها از حاکمیت سرریز می‌کنه بین مردم...متاسفانه فضایی که الان مسئولین ایجاد کردن دغدغه های مردمو تغییر داده ... 

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.