پنجشنبه, ۳۱ مرداد ۱۴۰۴، ۰۴:۲۳ ب.ظ
داشتم سینک ظرفشویی را با دقت تمام میشستم و به حس خوب تمیزی بعدش فکر میکردم و داشتم فرو میرفتم در یک احساس خوشحالی عمیق از زندگی و خوشبختی که یکهو دستی با شدت کشیدم بیرون و حرفهای صاحبخانه را توی سرم کوبید!
صاحبخانه ما آدم پولداری ست ، رییس بانک است در یک شهر دیگر ولی به گفته خودش در آن شهر مستاجر است و ماهی دوازده میلیون اجاره میدهد! خیلی هم گیر و گرفت مالی دارد... تا اینجا شاید ب ما ک مستاجرش هستیم ربطی نداشته باشد اما قضیه جایی به ما مربوط میشود که این آقا به ما به چشم صندوق ذخیره ش نگاه میکند، هر وقت هر جا گیر میکند و هر کس هر بلایی سرش درمیاورد، فوری یاد ما می افتد و یک« ارزش خانه من که شما توش نشسته اید خیلی بیشتر از این حرفهاست» تنگ حرفهایش میچسباند و بعد تهدید و تهدید که اگر اجاره چند ماه را یک جا ندهید اگر چک ندهید اگر رهن خانه را بیشتر نکنید و .... باید خانه را تخلیه کنید.
ارزش خانه این آقا برای ما فقط به همسایه ش است و ما هم چون در این شهر غریبیم خیلی سخت است که از این همسایه دل بکنیم وگرنه خانه ش واقعا ب این مبلغ رهن و اجاره ای ک میدهیم نمی ارزد!
پدرم میگوید همینقدر که حضوری هر روز نمی آید سر وقتتان جای شکرش باقی ست و بگذارید از پشت تلفن و پیامک هر چقدر میخواهد برای خودش قال قال کند... ولی خب واقعا هر چند وقت یک بار دقیقا لذت زندگی را برایمان کوفت میکند با حرفهایش...
واقعا خدا را شکر که خدا خداست و هیچ یک از وجوه خدایی اش را به هیچ کدام بندگانش تفویض نکرده وگرنه این بندگان کم ظرفیتی که فقط مالک یک خانه زپرتی هستند و اینقدر خودشان را آدم حساب میکنند اگر مالک بخش های دیگری از جهان بودند معلوم نبود دیگران را درسته قورت میدادند یا چی !
با همه سختی دل کندن از همسایه مهربان و عزیزمان اما با خودم عهد کردم امسال آخرین سالی باشد که در این خانه می مانیم... دیگر کشش سر و کله زدن با این آدم زبان نفهم از توان ما خارج است.
همیشه به همسرم دلداری میدهم که نگران این چیزها نباشد و بالاخره ما هم یک جوری زندگی میکنیم مثل این همه مستاجر دیگر و نباید حتی فکرمان را به سمت آن وام ها با سودهای آنچنانی ببریم برای اینکه بتوانیم خانه بخریم و....
یک بار در جمع خانواده همسرم این بحث مطرح شد و من محکم گرفتن وام با سودهای بالا را رد کردم و گفتم حتی همین وام ازدواج با کارمزد چهار درصد هم کلی ان قلت دارد و از داییم نقل قول کردم که این وام ها بالاخره یک جایی خودش را در زندگی ما نشان میدهد و شاید یک روز ما هم مصداق آنهایی بشویم که شکمشان از حرام پر شده و حرف اباعبدالله را نفهمیدند ...، که بعضی ها بهشان برخورد و گفتند یعنی این همه آدم که وام گرفتند و خانه خریدند حرام خورند؟ و مگر میشود در این دور و زمانه بدون وام پیش رفت؟ چون دیدم بحث دارد بالا میگیرد دیگر جوابی ندادم ولی توی دلم گفتم بالاخره خدا برای ما جبران میکند و شاید یک روز در عین ناباوری بدون این چیزها خودش ما را صاحبخانه کرد ...
نمیدانم چه میشود ولی واقعا از فشار صاحبخانه خسته و درب و داغانم...
خدا خودش به همه مستاجر ها رحم کند!
پاسخ:
آره ما هم همینطور
ولی خب سر و کله زدن با این صاحب خونه ها ادمو اذیت میکنه فقط
پاسخ:
سلام
ما تنها وامی ک تا الان گرفتیم وام ازدواجمون بوده ک کارمزدش چهاردرصده ولی واقعا زیر بار فشار همین هم موندیم!
همون اول ک وامو دادن سه میلیون ازش کسر کردن ما هم خوشحال ک این همون کارمزده بود لابد! ولی بعد دیدیم نه ما هر سال باید چار درصد کل بدهی مون رو ب غیر از قسط هر ماه ب بانک پرداخت کنیم ...
حالا فرض کنین این چاردرصد بشه بیست و سه درصد!
آقای حائری شیرازی تو زمینه بانک و ربا خیلی حرف دارن شما ک تو فضای طلبگی هستید دنبال کنید حرفاشون رو خیلی خوبه ...
و خیلی هم رک و قاطع هستن در این زمینه و این خجالت و تعارفی ک علمای دیگه دارن رو ندارن
راستی دایی من ک تو این زمینه خیلی ب خودش سخت گرفته و حتی همون وام ازدواجش هم نگرفت تا الان خدا خیلی خوب هواشو داشته با اینکه ی مدت ورشکست شد و واقعا داشت زیر بار فشار له میشد اما باز هم الحمدلله تونست دوباره بلند شه و الان الحمدلله شرایط کاری و مالی زندگی ش خوبه و از همه مهمتر واقعا توی تربیت بچه هاش هم تاثیر گذاشته
بله من همیشه از زندگی قسطی متنفر بودم
الان هم تا جایی ک بشه ازش پیشگیری کنم ک اتفاق نیفته
ولی خب بعضی جاها دیگه زورم نمیرسه
پاسخ:
ما هر وقت استفتا میکنیم از دفتر مراجع در مورد وام های بانکی جوابی که میدن اینه که هر چیزی مورد تایید شورای نگهبان هست مشکلی نداره، حالا شما اگر در مورد مسائلی مثل وضو و تیمم و ... بپرسی جزئی و ریز همه چی رو توضیح میدن ولی در مورد وام های بانکی بین زمین و آسمون نگهت میدارن
بله اینکه شورای فقهی بالا سر بانک ها هست خیلی خوبه ولی باید ببینیم چقدر ب وظیفه شون عمل میکنن؟
یک نمونه بخوام بگم دو سال قبل برای اربعین اعلام کردن وام میدن ولی کلی شرط و شروط داشت یک حاج آقایی تو تلویزیون گفت این وامها شبهه ناکه زیارت با پول شبهه ناک نرین اونقدر پخش شد این فیلم ک همه مردم مطالبه کردن و اون وقت ک گند قضیه دراومد اعلام کردن که بله اون شرط و شروط رو برداشتن
خب اگه از اول مشکل داشت چرا پس همون موقع هیچی نگفتن؟ اگه مشکل نداشت پس چرا حذفش کردن؟
اینه ک حقیقت ماها با اینکه خودمون جد اندر جدمون در فضای حوزه بزرگ شدن و نفس کشیدن و هنوزم هستن اما دیگه خیلی اعتماد صد درصد نداریم ب این فضاها.
بله ما هم رفت آمد داریم با افرادی ک گرفتن این وامها رو بهشون هیچ برچسبی هم نمیچسبونیم ولی خب برای زندگی خودمون ترجیح میدیم که سراغ چنین چیزهایی نریم و انشاالله ک خدا هم ما رو بی نیاز کنه
پاسخ:
چرا باید شما خودتون رو مسئول این بدونید ک اعتماد ب فلان نهاد رو ب مردم برگردونید؟
وقتی یک مسیری غلطه، نتیجه ش رو باید پذیرفت تا نپذیریم اصلاحش هم نمیکنیم!
اعتماد صد درصدی رو نه به شورای نگهبان، نه به وزارت بهداشت و نظام پزشکی، نه به نظام حوزه ... به هیچ کدوم این فضاها نمیشه داشت. همیشه جای نقد و حرف هست
و اساسا این نهادها هیچ کدوم قداست ندارن قداست اصلی مربوط به خود انقلابه و نهادهایی که خودشون رو انقلابی میدونن باید مدام پالایش بشن تا انقلابی بمونن ... (داخل پرانتز بگم که فکر نمیکنم اصلا حوزه خودش رو زیرمجموعه نهادهای انقلابی بدونه :) )
اما در مورد حوزه به طور خاص، ما چون خودمون هم از همین خانواده ایم به خودمون اجازه میدیم که نقدش کنیم! و البته کسانی که جزء این خانواده نیستن هم میتونن نقدش کنن ولی کسانی که توی این فضا هستن و آشناترن طبیعتاً بهتر میتونن نقدش کنند...
نمیدونم شما جزء طلبه هایی هستید که گاردشون در مورد نقد حوزه بسته ست یا باز، ولی خب اگه گاردتون بسته باشه که کلا نمیشه حرفی زد اما اگه باز باشه این ماجرا سر دراز دارد...
حالا حرف این پستم بیشتر معطوف به وضعیت مستاجر ها و گله از بی انصافی صاحبخانه ها بود و خیلی به حوزه و اینا ربط نداشت ولی خب دیگه حرف تو حرف شد ب اینجا رسید!
پاسخ:
آخه این یک جو بدی شده که مذهبی ها باید خودشون رو مسئول همه چی بدونن و ب خاطرش هم جواب پس بدن
امیدوارم یه روز ب خاطرش دچار سرخوردگی نشید
بله دقیقا آقای رحیم پور همونی هستن ک باید ...و ب نظرم فقط ایشونن ک هستن تو این فضا...
بله ماها مثل استاد رحیم پور نیستیم
ولی خب ماها هم آدمهای معمولی هستیم که دردها رو میبینیم به نظر خودمون نقد میکنیم گاهی راه حل هم داریم ولی خب معمولا کسی شنوای حرف امثال ما نیست
برخورداری عجیب غریب میشه معمولا
ما هم خیلی وقته تصمیم گرفتیم حرف نزنیم در هیچ جمعی راجع ب این موضوعات
الان هم چون بحثش شد یه اشاره ای کردم وگرنه همینم نمیگفتم
ممنون بابت وقتی ک گذاشتید
پاسخ:
سلام
متشکرم بابت نظرتون
تلنگری بود برام ...
راستش من فقط یک بار تونستم تو این خونه روضه بگیرم
باز هم ب دلیل همین تنهایی و غربت
نه کسی رو داریم ک دعوتش کنیم بیاد روضه نه کسی رو داریم ک بهمون کمک کنه ...البته بعد از خدا فقط همین همسایه مون هستن ، خدا حفظشون کنه همیشه کمک کارن
در مورد استغفار هم خدا خودش کمک کنه...
یک بار یک آقایی تو حرم امام رضا یکهو اومده بودن پیش همسرم و شروع کرده بودن در مورد نماز استغفار توضیح دادن ...و گفتن یک نفر ک این کارو انجام داده در هر شهری که رفته صاحبخونه شده
و البته اون مدل خیلی سخت بود
ما خیلی ب خودمون فشار آوردیم روزی یک بار اون هم در حد چهل روز تونستیم این نماز رو بخونیم
روزی سه وعده خوندنش خیلی اراده و استقامت میخواد
در مورد وام، ممنون بابت دلگرمی تون
انشالله ک بتونیم استقامت کنیم ...
پاسخ:
تو اینترنت سرچ بزنید میاد
ظاهراً خیلی مورد تاکید بزرگان بوده
بله یک سری ابتلائات ب اعمال خودمون برمیگرده ولی یک سری هم آمدند که رشدی ایجاد کنند و خیلی وقتها حکمتشون هیچ وقت برای ما مشخص نمیشه
در هر دو صورت استغفار کمک کننده ست
نه دلیلی نداشت بخوام چنین چیزی برداشت کنم .. کاملا قابل درک بود برام
ما هم دیگه تو این اوضاع به خونه دار شدن فکر نمی کنیم و سعی می کنیم در لحظه زندگی کنیم :)