امل و حسن ظن ...
بهش گفتم با خدا شرط گذاشتم که فقط در یک صورت راضی ب شهادت تو هستم ...اونم اینکه یا اول من شهید بشم یا با هم شهید بشیم...
فوری گفت آخه چه حرفاییه میزنی؟ من کجا شهادت کجا؟ گفتم: ناامید نباش... نباید به عمل خودمون نگاه کنیم...نباید ب ضعف و ناتوانی مون نگاه کنیم... فقط باید به فضل خدا طمع داشته باشیم... فقط باید بهش خوشبین و امیدوار باشیم ... چرا فکر میکنی فقط اگه تو سپاه میبودی کاری برای جمهوری اسلامی انجام میدادی؟ ما از شهید امیرعبداللهیان یاد گرفتیم که هر کجای جمهوری اسلامی باشی اگر اخلاص داشته باشی عاقبت ب خیر میشی ... پس از این ب بعد هر وقت میریم سر کار فقط به نیت خدمت ب جمهوری اسلامی کار کنیم و خوشحال باشیم ک خدا چنین توفیقی رو ب ما داده... انشالله ک خدا هم خلاف گمان ما ب خودش عمل نمیکنه ...
بعضی وقتا شک میومد سراغم ک نکنه این فکری ک دارم و میگم مهم اینه ک ب خدا خوشبین باشیم ، اشتباه باشه... ولی الان تو مناجات شعبانیه دیدم ک این دقیقا همون چیزیه ک ائمه ما بهمون یاد دادن....
إِلَهِی إِنْ کَانَ صَغُرَ فِی جَنْبِ طَاعَتِکَ عَمَلِی فَقَدْ کَبُرَ فِی جَنْبِ رَجَائِکَ أَمَلِی
خدایا اگر عملم در برابر طاعتت کوچک بوده، همانا از سر امید به تو، آرزویم بزرگ است...
.إِلَهِی کَیْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِکَ بِالْخَیْبَهِ مَحْرُوماً وَ قَدْ کَانَ حُسْنُ ظَنِّی بِجُودِکَ أَنْ تَقْلِبَنِی بِالنَّجَاهِ مَرْحُوماً
خدایا چگونه از بارگاهت با نومیدی و محرومیت بازگردم، درحالی که خوش گمانی ام به بخشش وجودت این بوده که مرا نجات یافته و بخشیده باز می گردانی
،إِلَهِی لَمْ أُسَلِّطْ عَلَی حُسْنِ ظَنِّی قُنُوطَ الاَْیَاسِ وَ لاَ انْقَطَعَ رَجَائِی مِنْ جَمِیلِ کَرَمِکَ
خدایا بر خوش بینی ام ناامیدی و یأس را چیره نسازم، و امیدم از زیبایی کرمت قطع نشود...
.إِلَهِی إِنْ کَانَتِ الْخَطَایَا قَدْ أَسْقَطَتْنِی لَدَیْکَ فَاصْفَحْ عَنِّی بِحُسْنِ تَوَکُّلِی عَلَیْکَ
خدایا اگر خطاهایم مرا از نظرت انداخته، به خاطر حسن اعتمادم بر تو از من چشم پوشی کن...

چقدر قشنگ...