قطره

الحمدلله علی کل حال...

الحمدلله علی کل حال...

قطره

«دریا! مزن به سینه ما
دست رد
که ما
گر قطره‌ایم
از آب وضوئی چکیده‌ایم...»
محمد مهدی سیار

این وبلاگ،
همان «پری برای پرواز» سابق است! :)

بایگانی
آخرین نظرات

أبکی...

سه شنبه, ۱۲ مهر ۱۴۰۱، ۱۲:۲۱ ب.ظ

 

مدام این عبارت دعای ابوحمزه توی ذهنم تکرار می‌شود و با خودم می‌گویم چطور چیزی که مایه ترس و اشک ما بود به عنوان یک حق و ارزش، می‌تواند مطرح بشود؟

 

 

پ. ن: فطرت انسان اگر دست نخورده باشد خودش ارزش و ضدارزش را تشخیص می‌دهد... ذهنم پر است از خاطره عکس العمل بچه های دو سه ساله به لباس هایی که از نظر خودشان، لباس نیست!

پسردایی دو ساله ام چند وقت پیش مدام ب مادرش غر میزد ک بیا بریم لباسمو عوض کن، وقتی مادرش پرسید چرا؟ ب فاصله بین دکمه های لباسش اشاره کرد که باز است و ممکن است بدنش از زیر آن دیده شود!

یا فلان دختر سه چهارساله فامیل وقتی در مراسم عروسی، لباسی با دامن کوتاه تنش کرده بودند مدام دامنش را می‌کشید پایین تا بتواند پاهایش را بپوشاند...

 

ممکن است بگوییم اینها صرفا به خاطر بکن نکن های بزرگترهاست، اما من قبول ندارم چون اگر این چنین می‌بود بزرگترها آن لباس ها را بر تن بچه هایشان نمی‌کردند... فطرت خود بچه است ک واکنش نشان می‌دهد... 

۰۱/۰۷/۱۲
سین میم

نظرات  (۱)

دقیقا

پاسخ:
😊🙏🌷

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.